|
|
|
|
|
اعتضاد السلطنه وزیر علوم ناصرالدین شاه قاجار دقیقا ۱۴۰ سال پیش یعنی در سال ۱۲۹۷ هجری قمری به علت یک بیماری و بمنظور شفا یافتن از آبگرم لاریجان با اجازه ناصرالدین شاه با خدم و حشم مفصل سفری به منطقه لاریجان نموده است.اگرچه وی با استحمام در آبگرم لاریجان شفا نیافت و مدت کوتاهی پس از مراجعت از سفر وفات یافت .ولی حاصل این سفر دو دستاورد مهم و قابل توجه بود.۱- سفرنامه اعتضادالسلطنه به لاریجان که با توجه به کمبود شدید منابع تاریخی ره گشای بسیاری از سئوالات پیرامون گذشته این دیار میباشد و۲- تصویری ماندگار از ناصرالدین شاه و در باریان که در جنوب تونل بایجان امروزی به دستور و نظارت ایشان حجاری شده و خوشبختانه هنوز هم با مسافرین رهگذر سخن میگوید. از آنجاییکه در مقاله لاریجان در گذر گاه تاریخ به زمانی رسیده ام که کم کم باید به تاریخچه امیری نیز بپردازم. بجا دیدم که با درج این سفرنامه هم شرحی از تاریخ سده پیش لاریجان آورده باشم که یقینا خواندن آن برای مردم محلی جالب خواهد بود و هم مقدمه ای باشد برای آغاز تاریخچه امیری.لذا اینجانب فرازهایی از این سفرنامه را که منطقه امیری و لاریجان را در برمیگیرد دقیقا مطابق نوشته های خود ایشان آورده ام. ----اعتضادالسلطنه پس از توضیح مفصل مشاهداتش از مسیر سفر که مناطق بومهن -رودهن- دماوند- امازاده هاشم و پلور را مفصل شرح میدهد. درباره منطقه اسک و بویژه غارهای عمیق و دیدینی آن نیز شرحی مبسوط دارد .وی در ادامه سخنش آنجا که از اسک تا بند ملک همان مکانی که بعدها تونل بایجان ساخته شد. چنین نقل مینماید: ------------------------------------------------------------------------- حساب اهالی لاریجان هنوز بر سال شمسی و شهور فرس قدیم است.و چون به تقویم رجوع کردم نهم بهمن ماه فرسی بود..پس از آن بعضی تمسکات و قباله جات آنها را دیده تاریخ فرسی میگذارند.پس از آن در کنار رود هراز فرود آمده در پهلوی آسیاب قصبه اسک که دارالحکومه لاریجان است. به قدر پانصد خانوار دارد . سه چهار هزار جمعیت به شماره در می اید. چون مکانش تنگ است زمین را قدر وقیمت زیاد است.در تحصیل یک قطعه زمین زحمت زیاد میکشند.همین آسیاب که در کنارآن منزل داشتیم چون آب به اراضی اسک نمی نشیند از بالا به قدر پنجاه ذرع کوه را سوراخ کرده آب آورده آسیاب ساخته اند.روز پنجشنبه بیست و نهم رجب به سمت تمثال همایون حرکت نموده به این شرح:حرکت از اسک به طرف بند بریده که میرزا نظام مهندسی مسمی به بند فتح کرده است.از سمت جنوبی رودخانه هراز به طرف مغرب نیم فرسخ مسافت طی می شود در دست راست آبادیست که قریه نیاک مسکن سادات است که سلاطین قاجار انارالله برهانهم آن را از مالیات معاف فرموده اندبه فاصله هزار زرع در سینه کوه نمایانست.از نیاک به قصبه نوا که مولود خانه شاهزادگان عظام از اولاد خاقان خلد آشیان فتحعلی شاه قاجار و در بالای تپه واقع است نیم فرسخ مسافت دارد و قصبه نوا ییلاقیت تمام دارد.چنانکه در این وقت که پانزدهم اسد است آخر گل زرد و اول گل سرخ آنجاست و از هردو گل نمونه آورده بودند و نوا از کنار رودخانه هراز نمودار نیست از دره مزبوره که گذشت در سمت چپ و شمال رودخانه در سینه کوه دو قریه نزدیک به یکدیگر مسمی به رینه و مون نمودار است و محاذی مون که قریه دویم است پلی از سنگ و گچ به رودخانه مزبوره بسته شده می گویند سردارهای سابق لاریجان بانی آن شده اند و متمولین نوا و اسک آنرا عندالضروره تعمیر کرده اند. -------------------------------و محاذی این مزرعه در سمت جنوبی رودخانه قریه کوچک و با صفائی مسمی به کندلو ملکی غلامحسین خان سردار حالیه لاریجان نمایان است و به مسافت کم از زیر املاک قریه گزنک دارالحکومه محمد قلیخان سیاه بوده است و می گویند در ایام سابق در سمت جنوبی رودخانه مزبوره بوده است سیل شدید یکدفعه آنرا خراب کرد سکنه آن نقل به سمت شمالی رودخانه کرده آنجا را آباد و به همان اسم مسمی کرده اند. امامزاده و بعضی آثار سمت جنوبی رودخانه دلالت بر صدق این مطلب دارد.حاجی حسنقلی نامی از اهل گزنک دیده شد که مدعی بود یک صد سال متجاوز عمر دارم و در اکثر جنگهای نایب السلطنه مرحوم عباس میرزا جزو قشون لاریجانی حاضر بوده و سه سال اسیر قشون دولت روس بودم. می گفتند زبان روسی هم می داند. در انتهای قریه گزنک پلی از سنگ وگچ به مهندسی میرزا نظام مهندس مامور اصلاح راه به رودخانه مزبوره بسته شده و راه ساخته از زیر پل میگذرد. و از سمت جنوبی رودخانه قریب پانصد ذرع امتداد می یابد و به تنگه می رسد که معروف است به تنگه میش وران و فیمابین مازندرانی ها معروفست که وقتی میش کوهی را درنده ای تعاقب کرده بود و آن میش به اظطراب از بالای این تنگه جسته است به این جهت مسمی به میش وران شده است .--- در آخر این تنگه پل دیگر از سنگ و گچ به رود مزبور بسته شده و راه از پل گذشته باز از سمت شمالی رودخانه امتداد می یابد و از اسک تا این پل و تنگه یک فرسخ تقریبی است و این مکان اول خاک امیری است که یکی از چهار بلوک لاریجان شمرده می شود. قریب به کمتر از فرسخ که می گذرد به قریه مسمی به شنگول ده می رسد و محاذی شنگول ده در سمت جنوبی رودخانه در سینه کوه قریه بزرگی نمایان و مسمی به شاهین دشت است و بالاتر از شاهین دشت آثار قلعه نمایان است می گویند محکمه بلوک سابق لاریجان بوده است مسمی به قلعه ملک بهمن. از شنگول ده مسافت کمی که طی می شود و در این نقطه به سمت شرقی رودخانه چند قریه از بلوک امیری نمودار است:اول وانه،دویم کل پاشا ،سوم آخا،چهارم لش رودبار، (نام صحیح آن لش وار بوده است) پنجم دینان،ششم طرا،(ترا صحیح میباشد)هفتم لارین. (در آن زمان محله های حاره -نهر- کلان -آخازیر و کوک پشت .هنوز وجود نداشته و بعد از این تاریخ بوجود آمده اند) و نیم فرسخ مسافت که طی می شود به تنگه میان دو کوه مرتفع و رود هراز در وسط آن است در اول تنگه راه ساخته از زیر کوه و کنار رودخانه امتداد یافته.میگویند در اینجا سابقا راه باریک سختی در بغل کوه بود که از کمال سختی میان مازندرانی ها معروف بود به بامشی بند یعنی بند گربه و در این تنگه دو طرف رودخانه بغل کوه بعضی آثار قدیم است که برای عبور سنگ چینی کرده بودند. در این تنگه تمثال بی مثال مبارک و اشخاص مفصله ذیل را در این عصر بر حسب حکم همایون به دستور العمل این بنده حضرت والا وزیر علوم در کنار راه و بغله کوه در صفحه ای از سنگ حجاری کرده اند:وجیه الله میرزا(پیاده)آجودان مخصوص(پیاده)وزیر فوائد(پیاده)،سپهسالار،مستوفی الممالک(پیاده)تمثال مبارک (سواره) نائب السلطنه(پیاده)اعتضادالسلطنه وزیر علوم(پیاده)،عضدالملک(پیاده)امین الملک،مهدی قلی خان قاجار(پیاده).از مقابل این صفحه که می گذرد بغله کوه که سابق راه بوده است و حالاتغییر کرده است در میان اهل مازندران معروف است به ملک بند یعنی بند ملک که ملوک لاریجان در سوابق ایام خرج ها کرده و راه تنگی از کوه بریده بودند و نیز به بند بریده هم اشتهار دارد.نواب سام میرزای شمس الشعرا به دستورالعمل این بنده وزیر علوم ماده تاریخی قطعه مانند به نظم در آورد و در دور آن سنگ حجاری شده و آن قطعه به عینها درین سیاحت نامه ثبت و مندرج شد. ------------------------------------------------------------------------------------------- در جایی دیگر از سفرنامه در مورد یکی از رسوم این منطقه بویژه گزنک تا امیری میگوید: . سابقا ذکر شد که بنای اهالی لاریجان در ضبط حساب شهور و ایام فرس قدیم است. اکنون که اواخر شعبان و اواسط اسد است و اوائل او ماه فرانسه و آبماه رومی و اسفند ماه فرسی است و رسوم آنها اینست که در شب بیست و ششم اسفند گون زیاد از کوه آورده در بلندیها و پستیها آتش زنند و در قبور اموات چراغ روشن کرده طعام و حلوا به اسم آنها پخته به فقرا و مساکین پخش نمایند. چون از وجه ای تفصیل و این شب سئوال شد گفتند چون به عقیده ما ضحاک را فریدون در بیست و پنجم اسفند گرفته و در دماوند حبس و هلاک نمود در این شب به حکم فریدون آتش در قلل جبال افروخته که تمام اهل ایران از این بشارت و فتح مستحضر شوند ما نیز تاسی به افریدون کرده و سبب روشنی چراغ بر قبور اموات اینست که همان وقت چراغ افروختند که مردگان مقتول ضحاک مطلع شوند که انتقام ایشان را فریدون از ضحاک گرفت اگر چه این اموات بعد از او باشند از طعام فقرا و خیرات ثواب عاید آنها شود. این مطلب چندان محل تعجب نیست که اهالی این بلد با آنکه متدین به دین اسلام هستند باز چرا رسوم مجوس از دست نداده از اینکه در بعضی بلاد ایران یک عیدی و روزی ذارند که از رسم مجوس و دین زرتشت باقی مانده مثل نوروز سلطانی و بسا عادات و رسوم میانه مردم ایران متعارف است که چون دقت شود همان رسم عجم و عادت مذهب مجوس است. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۲ساعت 22:35 توسط حسین جمشیدی( آخازاده)
|
|
||