|
|
|
|
|
منطقه محروم و محروم و محرومتر لاريجان احداث بيمارستان 10 تخت خوابي لاريجان عملاً وارد مرحله جدید سیاسی بازی و اعمال نفوذ دستهای پشت پرده گردید . لاریجان نیوز:متأسفانه در روز سه شنبه مورخه ۸/۶/۱۳۹۰ شاهد نصب تابلویی به نام مرکز بهداشتی و درمانی ۱۵ تختخوابی لاریجان به جای بیمارستان۱۰ تختخوای در منطقه امیری لاریجان بودیم که در آخر ماه رمضان کام مردم محروم لاریجان را تلخ نمود و عید فطر مردم این بخش را به بدترین روز عمرشان رقم زد . لاریجان نیوز:بعد از گذشت مدت بسیار زیاد و وعده های پوچ مسئولین مبنی برساخت بیمارستانی که در زمان نماینده اسبق مرحوم سید محمود کاظمی دینان پیگیری اش انجام شده بود و در این چند سال اخیر کارهای اجرای آن جهت ساخت بیمارستان آغاز شد و تا به هفته دولت سال ۹۰ که افتتاح اولین بیمارستان امداد حوادث جاده ای کشور در لاریجان شروع به کار کند اما این وعده ها تحقق پیدا نکرد و عملی نشد و در کمال ناباوری شاهد این بودیم نه تنها افتتاح نشد بلکه تابلویی مبنی بر مرکز بهداشتی و درمانی ۱۵ تختخوابی لاریجان در محل نصب شد که با انتقاد فراوان اهالی امیری و مردم لاریجان همراه شد و افتتاح آن در هفته دولت لغو شد خبرهای رسیده مبنی بر اعمال نفوذ شورای جنوبی ترین نقطه لاریجان روستای پ ، آقای م . ق که از حامیان سرسخت یکی از کاندیدای مجلس می باشند جهت آوردن این بیمارستان به آن منطقه از لاریجان حکایت دارد تا کنون هیچ یک از مسئولین در این باره اعلام نظر نکرده اند و مردم منطقه خواستار افتتاح هرچه زودتر این بیمارستان در منطقه امیری میباشند و لاغیر . نوشته شده توسط لاریجانی در سه شنبه 1390/06/08 ساعت 5:32 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۰ساعت 7:45 توسط حسین جمشیدی( آخازاده)
|
|
||
|
|
|
|
|
زرد ها بی خود قرمز نشدند
قرمزی رنگ نیانداخته است بیخودی بردیوار (نیما یوشیج) در این جهان پهناور هیچ چیز ی بی دلیل نیست و در پس هر نمادی حکمتی هست بنابر این در نگاه به هیچ چیز نبایست بسادگی از آن گذشت بلکه باید در مسائل پیرامونمان همواره اندیشه کنیم. شاید و فقط شاید این معنا و پیام شعر بالا از نیما باشد. برخی از اشعار و ضرب المثل ها به همراه خود گاه آنچنان پیامی دارند که نمیتوان بسادگی آنها را توصیف نمود بلکه می توان آن پیام را فقط از همان شعر فهمید و حس کرد. میخواهم اشاره ای به سراینده بیت فوق نیما داشته باشم. پدر شعر نو مردی دیگر از خطه مازندران که شکلی دیگر از سخن پارسی را اما اینبار به شیوه ای بسیار نو پی ریخت ،شیوه ای که بتوان با آن بسیار متنوع تر و گویا تر مسائلی را گفت که بیان آنها با زبان شعری قدیم شاید ناممکن مینمود. در زمان نیما (عصر مشروطه وپس از آن )فرهنگ ایرانی با جهانی جدید روبرو شده بود جهان غرب با تحولاتی عظیم و بیمانند . جهانی که متحول شده از اثرات پیدایش صنعت چاپ و ماشین بخار و انقلابات مدرن بود. جهانی در آستانه عصر انفورماتیک و ارتباطات نوین جهانی . فرهنگی نو با گستره ای خاص وارد سرزمین ما شده بود روبرو شدن با آن و سخن گفتن از آن دیگر با زبان قدیم میسر نبود چه در زمینه نثر و چه در زمینه نظم .روبرو شدن با دنیای جدید زبان خاص خود را میطلبید .اینگونه بود که در نثر نوپردازان بسیاری پا به عرصه ظهور گذاشتند واما در نظم بویژه آنکه ادبیات شعری ایران آنچنان استخوانبندی محکم و سختی داشت که هیچوقت کهنه نمیشد.لهذا در افتادن با آن نا ممکن بنظر میرسید ولی این نیما بود که با ایجاد شعر نو نه به این تقابل بلکه به این تکامل و همزیستی دست یازید و کاری کرد کارستان . درود تاریخ بر این فرزند خلف مازندران باد. نام نیما ابتدا علی اسفندیاری بود وی که از سلاله حاکمان پادوسبانی بود که یک هزار سال بر رویان- نور - آمل و لاریجان حکومت کرده بودند. بعدها نام خود را به نیما یوشیج تغییر داد نیما یکی از نامهای باستانی و نام یکی از اسپهبدان تبرستان بود. ------------------------------------------------------------------------- همینطور که این مطالب را می نوشتم به فکر افتادم که جسارت کنم ویکی از چند شعری را که وقتی جوانتر بودم در تنهایی های خود سروده بودم در پایان بنگارم هرچند که بسیار آماتور و پر از خطاست اما برایم یاد آور خاطراتی از گذشته بود یاد آور روزهایی که بسیار با ادبیات و مطالعه مانوس بودم نه این روزها که در مشغله بسیار و خشونت صنعت آنچنان دچار روزمرگی شده ام که احساس خفگی میکنم . این احساس باعث شد نتوانم جلوی خود را بگیرم و این شعر را ننویسم. البته بیت اول این شعر برگرفته از آهنگ فرهاد بود.خواننده ای که خود به تنهایی بیش از یک ارکستر بزرگ بود. (تا چه قبول افتد و که در نظر آید.) -------- گفتنی ها کم نیست . من و تو کم گفتیم دیدنی ها کم نیست . من و تو کم دیدیم من و تو کم دیدیم. من و تو کم گفتیم. گفتن و دیدن آ مو ختن است چون که باید آموخت، تا شود اندیشید که فقط اندیشه راهنمای عمل است ...من نمی اندیشم.جز به فردای شب تاریکم من نمی اندیشم. جز به صبح سحرم .جز به گرمای روز من زدست هستی ! ! من ز دست پستی گیج و سرگردانم چه کنم راهم چیست.به کدامین سو باید نگریست؟ ..... تا توان ریشه پستی ها بهر آسایش زیبایی ها ریشه کن باید کرد. ورنه هستی پستیست . ورنه بودن ، پوسیدن است. ور نه ،ماندن یعنی همان مردن تدریجی
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم شهریور ۱۳۹۰ساعت 18:0 توسط حسین جمشیدی( آخازاده)
|
|
||
|
|
|
|
|
(نقش مازندران در شیعه شدن ایران)
همانطور که در شماره قبل گفته ایم. دوره دوم تاریخ مازندران (پس از هجوم اعراب به فلات ایران) از سال ۷۶۰ قمری و با سقوط کامل خاندان باوند آغاز شد. در این زمان در آمل شورشی توسط عامه مردم برعلیه افراسیاب چلاوی به حمایت از میر قوام الدین مرعشی بوقوع پیوست که به سرنگونی کیا افراسیاب و حکومت سید قوام منتهی گشت.که می توان گفت اولین حکومت شیعی دوارده امامی در ایران بود. در این مبحث میخواهم نگاهی کوتاه به نقش این سرزمین در نضج و شکل گیری تشیع دوازده امامی در ایران داشته باشم. همچنانکه میدانیم مازندران بواسطه موقعیت ژئو پلتیک خاص خود (که متاثر از کوهستانهای لاریجان و سوادکوه میباشد)علیرغم حمله اعراب در سال ۳۵ هجری و پس از آن بازهم از نفوذ فرهنگی و سیاسی اعراب در امان ماند. لذا از همان قرون اولیه ورود اسلام به ایران حاکمان مازندران بواسطه دشمنی با اعراب و مخالفت با حکومت خلفا به مخالفین عرب تبار خلفا پناه داده و از آنان حمایت مینمودند . حتی به برخی از آنها اموال فراوانی نیز میدادند تا در تبرستان در آسودگی زندگی نمایند.به همین لحاظ تبرستان به پناهگاه امن مخالفان خلفا که عموما شیعیان علوی و طرفداران بنی هاشم بودند تبدیل شد . این دسته از سادات عرب در کنار ایرانیان و زرتشتیان مازندران قرنها در کمال صلح و آرامش زندگی نمودند تا آنجا که خود به یک قدرت فرهنگی و محلی تبدیل شدند .به همین سبب باید مازندران را مهمترین پایگاه و دیار قدرت یابی تشیع در ایران نام برد. در واقع باید گفت مازندران مهد تشیع ایرانست. در سال ۲۵۰ هجری قمری حسن ابن زید ملقب به داعی کبیر اولین حکومت علوی جهان را در آمل بوجود آورد البته این حکومت زیدیه بود یعنی چهار امامی . زیدیان یکی از مهمترین شرایط امامت را قیام به سیف (شمشیر) برعلیه غاصبان حکومت میدانستند .به همین سبب ابتدا حضرت علی(ع) سپس امام حسن بعد امام حسین و پس از آن زید فرزند امام زین العابدین را امام برحق و بقیه ائمه را نه امام بلکه فقط رهبران فرزانه دین میدانستند نه بیشتر.زیدیان مازندران پس از سقوط قرنها تا زمان صفویه بطور مخفی در کوهستانهای مازندران زندگی نموده و به مخا لفت خلفا و ترویج عقاید خود ادامه دادند تا اینکه در دوران صفویه با فشار و سرکوب این خاندان ناچار پیرو مکتب امامیه صفوی شدند.دیگر طایفه علوی از مازندران که در ایران بقدرت رسیدند آل بویه بودند که بیشترشان زیدی بودند ولی جهت حفظ صلح پیروانشان عموما تقیه مینمودند. دیگر میتوان از آل زیار نام برد که از طبرستان و غرب گیلان برخاستند و مدتها بر بخشهایی از ایران حکومت نمودند . هرچند بسیاری از پادشاهان این دودمان عقاید باستانی و زرتشتی داشتند اما رسما تظاهر به تشیع مینمودند. اما پس از آن بلحاظ سیاسی بنیان گذار تشیع را شاید بتوان شیخ خلیفه مازندرانی نام برد که پیروانش یعنی سربداران در خراسان و سپس مازندران بقدرت رسیدند .(شیخ خلیفه در آمل متولد و بزرگ شده بود). مرعشیان فی الواقع شاگردان سربداران بودند . سپس با کمک مالی و سیاسی سید قوام الدین مرعشی آل کیا گیلان که پیرو و مرید میر قوا م الدین بودند در گیلان قدرت گرفتند و ۲۵۰ سال در آنجا جکومت کردند البته کیاییان گیلان نیز گرایشهای بسیار زیدیه داشته اند.. شاه اسماعیل صفوی در هفت سالگی به همین کیاییان پناه برد و تا اوایل سیزده سالگی نزد اینان بود شیوخ کیایی با گماشتن معلمینی خبره شاه اسماعیل را کاملا متمایل به مذهب خود تربیت نمودند تا آنجا که شاه اسماعیل علیرغم آنکه پدر بزرگش شیخ صفی از بزرگان تسنن بود پس از پیروزی شیعه را بعنوان مذهب رسمی سرزمین ایران برگزید. و خود نیز قطب بزرگ عالم تشیع در زمان خود گشت. لذا در واقع باید گفت بلحاظ جغرافیایی این سرزمینهای صعب العبور شمال ایران بویژه لاریجان و سوادکوه وپس از آن کوهستانها و جنگلهای طبرستان و گیلان بوده اند که نقش اصلی را در گسترش و پیروزی تشیع ایران در مقابل تسنن ایفا نموده اند و اما بلحاظ فرهنگی مقاومت ایرانیان در مقابل ظلم و ستم بیش از اندازه خلفای عرب را نیز میتوان از دیگر عوامل آن به حساب آورد.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهارم شهریور ۱۳۹۰ساعت 23:5 توسط حسین جمشیدی( آخازاده)
|
|
||